تبلیغات شما در اینجا
X
عشق به خدای بی نیاز

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    عشق به خدای بی نیاز

  خوش امدید صفا اوردید باز هم تشریف بیاورید



آرشيو موضوعي

گلهای زیبا
میوه ها
طبیعت زیبا
حیوانات
طنز
دیدنیها
شهدا
شخصیتها
تابلو نوشته ها
مذهبی
مناسبتها
رازونیازوعبادت
متفرقه
زن وزندگی
فلسطین ودشمن
سیاسی غیر جنجالی
کودک ونوجوان پاک وزیبا
رزمندگان جانبازان عاشق
تیتر روزنا مه هاو مطالب مهم
ارامش در حضور کتاب
پیام کوتاه مذهبی ویژه همراه
زندگی متفاوت طلبه
سیاست وارزشمداری(انتخاب)


آرشیو ماهانه


بهمن 1388
دي 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهريور 1387
تير 1387
خرداد 1387
ارديبهشت 1387


موسيقي زنده


پيوند ها
عشق فقط به خدا وبه خاطر خدا
مناسبت هاي ويژه در ایام سال
((چت روم <اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم >به خاطر خدا خوب استفاده کنیم))
"""تالار عاشقان گفتگو وبحث در موضوعات مختلف ومتنوع"""
کشکول از عشق اباد
کلبه سخن
عيارپارس(مجتبي قاسم زاده)
سینای سلامت(طب گیاهی)
جنبش سبز علوی
جنبش سرخ حسینی


خطاطي نستعليق آنلاين*

* * * * * *

خروجی RSS


شهید صیاد به روایت فرزند


 

شهید صیاد شیرازی به روایت فرزند

ایستادگی بر سر هدف، و دفاع از كلمه حق در هر شرایطی توصیه همیشگی پدرم بود و تأكید داشت كه این دو مهم تنها در سایه قرار گرفتن درخط اصیل ولایت حاصل می شود.

پدرم توصیه همیشگی اش این بود كه تبعیت از ولایت،در همه جا و در همه حال می گفت معیار ما در تمامی گزینشها اشاره اوست. به یاد دارم كه به هنگام شهادت شهید لاجوردی به من گفت: برای رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصیلش حضرت مهدی(عج) ،باید درولایت ذوب شد.

هر جمعه در بین مردم به نماز می ایستاد و آنرا به هر برنامه دیگری اولویت می-داد و همیشه به من می گفت كه نماز جمعه، مركز وحدت، عشق و ایمان به رهبری است. ایشان در قنوت هم دعاهای مختلف را می خواند ولی در پایان قنوت دعای «اللهم اید آیت الله العظمی خامنه ای اللهم حفظه و وفقه و ثبته» را همیشه قرائت می كردند.

ایشان اهمیت خاصی به نماز اول وقت می‌دادند تا آنجایی كه یادم هست نماز اول وقت را خیلی تاكید می‌كردند می‌گفتند سعی كنید نمازهایتان را اول وقت بخوانید این توصیه ویژه‌ای بود كه از شهید من یادم هست خیلی مقید بودند كه سر وقت خوانده شود و نمازهای یومیه خب می‌توانست ایشان یك نماز را مثل نماز صبح را می‌توانستند یك كمی تاخیر بیاندازند با یك راحتی خاصی با یك ویژگی خاصی دنبال كنند ولی خیلی مقید بود كه نمازش را اول وقت بخوانند حتی سفر هم كه ما می‌رفتیم تا هنگام اذان كه می‌شد در هر جایی كه بود در هر كاری مشغول بودیم دیگر همه چیز را دست نگه می‌داشتند و همانجا برنامه‌ها متوقف می‌شد. می‌رفتیم برای نماز و گاهی اوقات پشت امامان جماعت می‌رفتند گاهی اوقات خودشان امام بودند . گاهی اذان هم خودشان می‌گفتند برنامه‌هایشان را سعی می‌كردند با نماز تنظیم كنند.

رعایت دقیق بیت المال از دیگر نكات برجسته ایشان بود بطوری كه گاهی كه ما به محل كار ایشان می رفتیم و احیاناً ازخودكاریا كاغذ آنجا  استفاده ای خودكار می گردیم می گفت حتماً مورد را با ذكر مقدار استفاده یادداشت نمائیم تا در اسرع وقت آن را از محل هزیه شخصی جبران كنیم.

http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/010812.php

یادم می آید آن موقع كه خدمت حضرت آقا رسیدیم ایشان خاطره‌ای از خصوصیت‌ها و ویژگی‌های شهید نقل فرمودند و اینكه حقیقتا ایشان زحمات زیاد كشیدند برای انقلاب و دفاع مقدس؛ و به شهید و به خود بنده خانواده خیلی ابراز محبت می‌كردند. من آن موقع یك قرآنی را با خودم برده بودم از باب اینكه بالاخره نكته‌‌ای و مطالبی را بگویند كه برای بنده مفید باشد و استفاده بكنم آن موقع كه قرآن را خدمتشان بردم ایشان در  آن قرآن مطالب بسیار خوبی را یادداشت كردند؛ یعنی صرفا گرفتن لوح سپهبدی نبود كه مال پدرم بود آن را بنده وظیفه داشتم كه به عنوان یكی از فرزندان شهید خدمت حضرت آقا بروم و آن را گرفتم. علاوه بر آن قرآنی هم همراهم بود كه گفتم یك سری نكته‌هایی را بگویند ایشان این مطالب را یادداشت كردند كه «بسم‌اله‌الرحمن الرحیم ، جوانی را به خودسازی فكری، روحی و جسمی مغتنم بشمارید با قرآن عزیز انس بیابید و در آن تدبیر كنید نماز را با توجه حضور بگذارید و فضای معطر شهادت را كه اكنون زندگی شما را فرا گرفته قدر بدانید» این آن مطلبی بود كه ایشان داخل آن قرآن نوشتند

ایستادگی بر سرهدف، ودفاع از كلمه حق در هر شرایطی توصیه همیشگی پدرم بود و تأكید داشت كه این دومهم تنها در سایه قرار گرفتن در خط اصیل ولایت حاصل می شود.

پدرم توصیه همیشگی اش این بود كه تبعیت از ولایت، در همه جا و در همه حال می گفت معیار ما در تمامی گزینش ها اشاره اوست. به یاد دارم كه به هنگام شهادت شهید لاجوردی به من گفت: برای رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصیلش حضرت مهدی(عج)،باید در ولایت ذوب شد.

هر جمعه در بین مردم به نماز می ایستاد و آنرا به هر برنامه دیگری اولویت می-داد و همیشه به من می گفت كه نماز جمعه، مركز وحدت، عشق و ایمان به رهبری است. ایشان در قنوت هم دعاهای مختلف را می خواند ولی در پایان قنوت دعای «اللهم اید آیت الله العظمی خامنه ای اللهم حفظه و وفقه و ثبته» را همیشه قرائت می كردند.

ایشان اهمیت خاصی به نماز اول وقت می‌دادند تا آنجایی كه یادم هست نماز اول وقت را خیلی تاكید می‌كردند می‌گفتند سعی كنید نمازهایتان را اول وقت بخوانید این توصیه ویژه‌ای بود كه از شهید من یادم هست خیلی مقید بودند كه سر وقت خوانده شود و نمازهای یومیه خب می‌توانست ایشان یك نماز را مثل نماز صبح را می‌توانستند یك كمی تاخیر بیاندازند با یك راحتی خاصی با یك ویژگی خاصی دنبال كنند ولی خیلی مقید بود كه نمازش را اول وقت بخوانند حتی سفر هم كه ما می‌رفتیم تا هنگام اذان كه می‌شد در هر جایی كه بود در هر كاری مشغول بودیم دیگر همه چیز را دست نگه می‌داشتند و همانجا برنامه‌ها متوقف می‌شد. می‌رفتیم برای نماز و گاهی اوقات پشت امامان جماعت می‌رفتند گاهی اوقات خودشان امام بودند . گاهی اذان هم خودشان می‌گفتند برنامه‌هایشان را سعی می‌كردند با نماز تنظیم كنند.

رعایت دقیق بیت المال ازدیگر نكات برجسته ایشان بود بطوری كه گاهی كه ما به محل كار ایشان می رفتیم و احیاناً از خودكار یا كاغذ آنجا  استفاده ای خودكار می گردیم میگفت حتماً مورد را با ذكرمقداراستفاده یادداشت نمائیم تا دراسرع وقت آن را ازمحل هزیه شخصی جبران كنیم.

مهدی ، فرزند شهید))))

http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/010812.php

صیاد در خانواده

*كارهای شخصی اش را خودش انجام می داد .

رفتارشان با مادرمان بسیار با محبت و همراه با احترام بود . مادر تعریف می كرد ، در سال اول ازدواجشان یك روز در حال اتو زدن لباس پدر بودند كه ناگهان پدر سر رسید و از مادرم گله كرد و به او گفت : شما خانم خانه هستید و وظیفه ای در قبال انجام كارهای شخصی من ندارید ، شما همان قدر كه به بچه ها برسید كافی است .

من تا آنجا كه به یاد دارم ، پدر لباس هایش را خودش می شست و پهن و جمع می كرد و اتو می زد . به طور كلی انجام تمام كارهای شخصی اش با خودشان بود .

« مریم ، فرزند شهید »

http://www.tebyan.net/godlypeople/martyrs/martyrs/2009/4/5/88825.html




تهيه شده توسط سعید کرمانی در تاريخ دوشنبه ۱۷ فروردين ۸۸ ساعت ۰۶:۵۴| نظرات (1)

شهدارایادکنید


 

اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم

 




تهيه شده توسط سعید کرمانی در تاريخ جمعه ۳۰ اسفند ۸۷ ساعت ۰۵:۱۸| نظرات (3)


فقط به خاطر رضاي خدا


 

<<گزیده ای ازوصيت نامه

روحاني شهيد مهدي آخوندیان>>

«الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله و الذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان ان كيد الشيطان كان ضعيفا»

«ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين»

«اللهم اجعلني من جندك فان جندك هم الغالبون».......

سپاس بي ‌كران مهربان خداي خالق را كه شناخت معرفت خويش را به من آموخت، سپس عشق به راه خود را در دلم نشانيد و شكر فراوان كه نعمت بزرگ رهبري را خداوند جهت راهنمايي مان به صراط مستقيم و حقيقت عطا نمود.....

خداوندا! تو مي‌داني كه من ضعيفتر از آنم كه بتوانم به اسلام خدمت بنمايم ليكن جسم ناتوان در اختيار دارم(كه البته مالكش تويي) و آن را در راه تو اي پروردگار بزرگ و دادگر قرباني خواهم كرد. پس مرا در كارهايم كه(رسيدن به توست) موفق بدار. خدايا! هدايتم كن كه مي‌دانم گمراهي چه بلاي خطرناكي هست. خدايا! مرا از بلاي خودخواهي و غرور نجاتم ده تا حقايق را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم. خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پَرِ كاهي در مقابل طوفان‌ها هستم، به من ديده عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را به راستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم. خدايا! احساس مي‌كنم كه اين دنيا جاي من نيست. با همه وداع مي‌كنم و فقط مي‌خواهم كه با خداي خود تنها باشم. خدايا! به سوي تو مي‌آيم. از عالم و عالميان مي‌گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده......

پيامم به همه خواهران و برادران مؤمن اين است كه شما را به خدا قدر و ارزش يكديگر را بدانيد و از غيبت و حسد و كبر و دروغ و حُب دنيا و خلاصه رذايل اخلاقي بپرهيزيد. تمامي كارهايتان براي رضاي خدا باشد. برادران و خواهران عزيزم! بايد بگويم تا خودمان را نسازيم و تزكيه نفس نكنيم نمي‌توانيم ديگران را بسازيم و نمي‌توانيم جامعه‌اي اسلامي و نوبنياد داشته باشيم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه نه به خاطر تظاهر و نه به خاطر غرور و تكبر و نه به خاطر ترس از آتش دوزخ و نه به خاطر راحت بودن بهشت و نه به خاطر شهيد شدن به جبهه آمدم بلكه فقط به خاطر رضاي خدا و وظيفة ديني و فرمايش امام و خودسازي به جبهه آمدم....…

در اينجا بايد سخني با پدر و مادر خود بگويم و از محضرشان پوزش بطلبم. چون هرگز نتوانستم فرزند خوبي برايشان باشم. از پدر عزيزم مي‌خواهم كه ناراحت نباشند و همچنين از مادر مهربان و دلسوزم مي‌خواهم ناراحت نباشد و خواهرم را با حجاب تربيت كند. مادر عزيزم! نمي گويم گريه نكن ولي از تو مي‌خواهم كه در ميان مردم و زنان با صبر و بردباري‌ات روحم را شاد كني و مانند مادرهاي شهداي به خون خفته در بين زن‌ها سرت را بالا بگيري كه چون من جواني ناچيز در راه اسلام پرورش دادي و امانتي را كه از سوي خدا در نزدت بود، به سوي او سوق دادي. نكند كه خداي ناكرده با حرف‌هايت روحم را ناراحت نمايي و همچنين از برادر عزيزم مي خواهم همچنان خط امام و اسلام و مسلمين را ادامه دهد و دست از مبارزه عليه ظلم و ستم و تجاوز دشمن نكشد و اشتباهاتي كه مرتكب شدم مرا ببخشيد. همچنين از دوستانم مي‌خواهم كه به بزرگي‌شان عفوم نمايند. پدر و مادر عزيزم! از شما مي‌خواهم كه مرا در آرامگاه شايستگان شهرمان به خاك بسپاريد. از برادران طلبه‌ام مي‌خواهم كه همچنان درسشان را ادامه بدهند كه ان‌شاءالله از سربازان واقعي امام زمان(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه) و از علماي مفيد شوند...

استان مازندران > شهرستان بابل

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID=104146&Language=1

 

 

 

 

 




تهيه شده توسط سعید کرمانی در تاريخ سه شنبه ۲۷ اسفند ۸۷ ساعت ۰۴:۴۳| نظرات (0)

شهید، والاترین مکبر آزادگی


 

روز بیست و دوم اسفند ماه روز گرامیداشت شهدا نامگذاری شده است

.

خورشید، بزرگ‏ترین مؤذن صبح است و شهید، والاترین مکبر آزادگی؛ و کدام تکبیر، رساتر و فراگیرتر از شهادتینی که در بی‏تعلق‏ترین ثانیه‏های زندگی، بر زبان شهید جاری می‏شود؟!

 

آری! رهایی، محصول دل‏سپردگی مردان جهاد، به عالمی فراتر از خاک است؛ محصولی که توازن عقل‏های زمین را درهم می‏شکند. پس سلام بر شهدا که ایستاده می‏میرند.

چه می‏شود که خون حامل زلال‏ترین پیام‏ها در تاریخ می‏ماند؟ بی‏تردید، پاسخ را باید در این حقیقت جست که شهدا، تفسیر مجسم باران، بر شوره‏زار غفلت زمین‏اند... و راز جاری ماندن شهدا، چیزی جز جوشیدن از چشمه‏ای به نام عشق نیست. شهادت، کلاس همیشه دایر حرکت است که تمامی انسان‏ها را در هر برهه زمان،

در خویش ثبت نام می‏کند و شهدا، محصلان برگزیده این مدرسه‏اند.

شهدا، رفته‏اند و رسالتی از جنس آگاهی و حرکت را بر دوش ما باقی گذاشته‏اند. شهادت، مرز زمین و آسمان است و شهدا، مرزبانان هماره بیداری. شهیدان، پیامبران حماسه انسان‏اند که ما را مسئولیتی ممتد که در لحظه لحظه زندگی‏مان جاری است، نازل فرموده‏اند.

مقام شهدا را جز شاهدان حقیقت، کسی نمی‏فهمد و حقیقت را چشمی غیر از دل، نمی‏تواند دید. آن‏که رتبه و جایگاه شهید را فهمید، پویایی را سرلوحه هستی خویش قرارداد و آن‏که از شهید، جز لقب و نامی نمی‏داند، تنها دل را به سکونت در کوچه‏ای آرام که به نام شهیدی آذین شده، خوش می‏دارد؛ اما فریاد ممتد شهید در ثانیه ثانیه زمان جاری است؛ فریادی که ریشه در «هل من ناصر ینصرنی» سیدالشهدا دارد و امتداد، تا گسترده‏ترین میدان موعود.

 

شهدا، مرگ را به سخره گرفته‏اند، تا ما به حقارت دنیا بخندیم. شهدا، حدیث خون را فریاد زدند، تا ما گوشت و پوستمان را از جرعه عطش و شور بپرورانیم. شهدا، همه تعلقات را از خود بریدند و خود را مسافر آسمان کردند، تا گذرگاه بودن دنیا را اثبات کرده باشند و راز آزادی را بریدن از خویش ثبت نموده باشند. پس سلام بر شهدا و بر فرهنگ همیشه روشنشان. بر ما باد مرور خویش در بایدهای آنان و محک زدن خود در این غفلت‏گاه نسیان‏زا.

 

قال امیر المومنین علیه السلام

نسال الله منازل الشهداء و معایشه السّعداء و مرافقه الانبیاء.

حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمودند :

ازخداوند جایگاه شهیدان وزندگی باسعادتمندان وهمراهی با پیامبران راطلب میکنم

نهج البلاغه، خطبه23

 

 

http://www.tebyan.net/godlypeople/occasions/2009/3/12/87799.html




تهيه شده توسط سعید کرمانی در تاريخ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۸۷ ساعت ۱۰:۳۱| نظرات (0)

شهیدادواردو آنیلی


 

شهیدادواردو آنیلی

به مناسبت 15 نوامبر (24 آبان) سالروز شهادت ادواردو آنیلی فرزند شیعه شده میلیاردر ایتالیایی توسط صهیونیست ها

ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده بود وپس از شیعه شدنش اسمش به مهدی تغییر داده

"ادواردو" می گوید: در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم؛ آن را امانت گرفتم وبیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم

ادواردو خیلی شب ها بیدار می ماند و با نور شمع تا صبح قرآن را مطالعه می کرد.

از دوستان مسلمان خود خواسته بود تفاسیری را که در مورد آیه "جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا" وجود دارد را در اختیار او قرار دهند

در یک دست نوشته از ادواردو آمده است : "واضح است که آخرین پیامبر الهی، محمد(ص) است. برای اینکه این آخرین گفتار و قوانینی است که خداوند نازل کرده تا روز قیامت، بنابراین بعد از اسلام هیچ دین جدیدی نخواهد آمد ".

ادواردو تصمیم داشت به ایران سفر کند و در حوزه علمیه قم تحصیل کرده و سپس برای گسترش اسلام به ایتالیا باز گردد

http://www.tebyan.net/GodlyPeople/Martyrs/Martyrs/2006/11/15/32936.html




تهيه شده توسط سعید کرمانی در تاريخ چهارشنبه ۲۵ دي ۸۷ ساعت ۱۰:۰۲| نظرات (0)


آخرین عکس ها























< صفحه اول   [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ]   صفحه آخر >

اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است